تو این فصل معرفی بچههای کوچیکتر و جوونتر خانواده است که یهو همه با هم از اتاق پشتی که با هم بودن میان اتاق مهمونها که سلام علیک کنن. تاتاشا که که دختر کوچیک خانواده است(سیزده ساله) و خیلی سرزنده وباهوشه و رک حرف میزنه. پتیا کوچیکترین پسر خانواده. یه کم بزرگترها بوریس که پسر آنا میخاییلوناست و حالا افسر شده. نیکولای پسر بزرگ خانواده روستوف که دانشجوه، سونیا که پونزده سالشه و خواهرزاده کنت روستوفه و باهاشون زندگی میکنه. نیکولای و بوریس با اینکه هم سن هستند و از بچگی با هم دوست بودهان ولی از ظاهر و باطن با هم فرق دارن. بوریس قدبلند و روشنه و خیلی با اعتماد به نفسه. نیکولای موهای فرفری داره و هنوز صورتش حالت بچهگونه داره و خجالتبه.
کتاب اول، بخش اول، فصل ۸
نظر بدهید