Yearly Archives: 2004

Good Will Hunting – 1997

Good Will Hunting (1997)

Starring: Matt Damon, Robin Williams, Ben Affleck, Minnie Driver, Stellan Skarsgard
Directed by: Gus Van Sant

تو اين فيلم، Matt Damon نقش يه پسري رو بازي مي‌کنه که تو MIT زمين‌ها رو تميز مي‌کنه. يک‌بار يکي از استاداي رياضي يه سوال خيلي سخت رو تخته مي‌نويسه، و صبح که ميان مي بينند حل شده. و هر چي ميپرسن کسي تو کلاس حل نکرده بوده. يه سوال ديگه مي‌نويسن رو تخته و اين بار همون پسره رو در حالي که داشته سوال رو مي‌نويسه مي‌بينه و مي فهمه که خيلي پسر نابغه‌اييه. از اون طرف پسره که تو خيابون با چند تا پسره که يه دختره رو اذيت کرده بودند کتک کاري کرده بود مي‌افته زندان. اين استاده که جايزه Fileds رو گرفته مياد و با اين شرط که اين باهاش کار کنه و در ضمن هفته‌اي يک بار بره پيش يه روانشناس اونو آزاد مي‌کنه. پسره هم همه روانشاناسا رو مي‌ذاره سر کار. تا اين که استاده مي‌ره سراغ يه همکلاسي قديمي خودش که همون Robin Williams باشه. و اون باهاش حرف مي‌زنه تا بفهمه که واقعا چي‌ مي‌خواد.
فيلم جالبيه. مخصوصا حرفاي اين روانشناسه.اما اين قسمت رياضي نوشتن و جايزه feilds و خيلي نابغه بودن پسره يه مقدار مسخره است. البته شايد براي کسايي که به طور عادي فيلم رو مي‌بينن نه. ولي کسايي که مي‌دونن چه جور کسايي fields مي‌گيرن يا مي‌فهمن که يکي از مساله‌هايي که حل مي‌شه ساده کردن يه کسره! خب خنده‌داره!

Continue reading

Lost in Translation – 2003

Lost in Translation (2003)

Starring: Scarlett Johansson, Bill Murray, Anna Faris, Giovanni Ribisi, Fumihiro Hayashi
Directed by: Sofia Coppola

فيلم توي توکيو مي‌گذره. Bill Murray نقش يه بازيگر امريکايي رو بازي مي‌کنه که براي ساختن يه تبليغ تجاري دعوتش مي‌کنن ژاپن. از اون طرف Scarlett Johansson هم در نقش يه دختري بازي مي‌کنه که فلسفه خونده در دانشگاه Yale! و حالا با شوهرش که براي عکاسي اومده ژاپن اومدن به توکيو. فيلم همون طور که از اسمش معلومه راجع به موقعيت اين دو تاست توي کشوري که زبان مردمش رو بلد نيستند و البته نه تنها اين، در واقع توي دنيايي زندگي مي‌کنن که حتي هم زبوناشون هم حرفشون رو نمي‌فهمن. مثلا شوهر Scarlett Johansson و زن Bill Murray. و اين دو تا با هم آشنا مي‌شوند و به خاطر موقعيت مشترکشون به هم ديگه نزديک مي‌شن. فيلم خوبي‌ بود به جز اينکه به نظر من خيلي کشدار اومد! توي فيلم خيلي هم به نظرم ژاپني‌ها رو تحقير کرده بود. که همه‌اش مقلد آمريکا و محو همه چيزاي آمريکايي هستن که حتي حاضرن کلي پول بدن بازيگر امريکايي رو بيارن اونجا تا تو تبليغ يه مشروب چند ثانيه بازي کنه!

Continue reading

Confessions of a Dengarous Mind – 2002

Confessions of a Dengarous Mind (2002)

Starring: Sam Rockwell, Drew Barrymore, George Clooney, Julia Roberts, Fred Savage
Directed by: George Clooney, Steven Soderbergh

فيلم از روي خاطرات Chuck Barris ساخته شده که تو سالهاي ۷۰-۱۹۶۰ مجري شوهاي تلويزيوني محبوبي بوده. توي فيلم هم Sam Rockwell نقش Chuck رو بازي مي‌کنه. که از طرفي از لحاظ برقرار کردن ارتباط عاطفي مشکل داره و از طرفي هم خيلي دلش مي‌خواد که توي تلويزيون کار کنه. موقعي که خيلي نااميد بوده، Goerge Clooney در نقش يه مامور سازمان سيا مي‌اد و اونو استخدام مي‌کنه که بعدا معلوم مي‌شه براي کشتن آدم‌هايي که آمريکا باهاشون مخالف بوده. بعد از کلي ايده‌هاي مختلف، يکي از ايده‌هاش که The dating game بوده مي‌گيره و بعد از اون هم تعداد زيادي شو درست مي‌کنه ولي در عين حال هر از گاهي براي ماموريت‌هايي که بهش داده مي‌شده مي‌رفته. Drew Barrymore هم نقش دوست دخترش رو بازي مي‌کنه که خيلي دختر بامزه‌ايه. فيلم در واقع قراره کمدي باشه. اما بيشتر به طنز گرفتن و احمقانه جلوه دادن آدم‌ها و موقعيت‌هاست تا خنده‌دار.

Continue reading

sue!!

اين sue کردن ظاهرا، خيلي مساله جدي‌ايه اينجا. اين مدت زياد شنيدم راجع بهش.
يکي راجع به دکترها. اين طوري که شنيدم کلي sueشون مي‌کنن. مثلا يه نفر تعريف مي‌کرد که يه کسي که حالا ۲۵ سالش شده بوده رفته از دکتري که به دنياش اورده بوده شکايت کرده بوده که يه مشکلي که حالا داره به دليل زايمان نادرست ايجاد شده! و برنده هم شده بوده. و به همين دليل بيمه دکترها خيلي بالاست چون اگه يه وقت کسي شکايتش به نتيجه برسه بيمه بايد اون پول رو بده.
يا اگه کسي بخواد يه مراسمي يه جا برگزار کنه، بايد حتما سالن رو با قيمت نسبتا بالايي بيمه کنه، چون شايد آتش سوزي بشه. شايد يکي بيفته پاش بشکنه! و اگه غذايي هم باشه که ديگه بدتر. ممکنه کسي مسموم بشه و بره sue کنه!
نمي‌دونم کدوم ورش بهتره. اين جا که اين چيزا باعث مي‌شه کلي کارها سخت بشه و يه جورايي ديگه بعضي جاها مسخره مي‌شه يا اينکه ايران که اصلا هيچ کس هيچ حقي نداره که بخواد بره بگيرتش. همه حتما کلي داستان از اشتباهاي دکترها و … شنيدن.

کتاب‌خانه (ادامه)

بعد از اين‌که يکي از دانشجوها فهميده بود که مي‌خوان سيستم رو عوض کنن، رفته بود با مسوولش صحبت کرده بود که ما با اين سيستم مشکلي نداريم و عوضش نکنين. و اون هم گفته بود اين کتابخونه مال ماست نه شما! اونم کلي خب عصباني شده بود. و يه جلسه گذاشت که با همه راجع به اين موضوع صحبت کنند. و اون جا بحث شد که استفاده‌اي که يه رياضي‌دان از کتاب‌خونه مي‌کنه فرق داره با بقيه و در واقع کتاب‌خونه مثل ازمايشگاه رياضي‌دان مي‌مونه. و بايد بتونه هر موقعي بره و کتاب رو برداره و نگاهش کنه. بنابراين نبايد کتاب‌ها از دانشکده دور باشن. بعد هم اين که کتاب رياضي معمولا قديمي‌هاش هم کلي استفاده مي‌شن. ديگه اين که اگه کامپيوتري باشه پس هر ساعتي نمي‌شه کتاب گرفت. و بعد هم که با عوض کردن ترتيب کتاب‌ها پيدا کردنشون سخت مي‌شه. و بعد هم ديگه نمي‌شه فهميد که کتاب رو کي گرفته و بايد حتما بايد صبر کني تا کتاب پس داده بشه.
يه روز هم مسوول اين کار رو دعوت کردند که دانشجوها و استادا هم بودند. همه اين حرفا رو بهش زدن و اون سعي مي‌کرد تا حد ممکن يه راهي پيدا کنه که همه راضي باشن. مثلا اين که مجله‌هاي جديد رو که online وجود دارند، منتقل کنند تا جا باز بشه و لازم نباشه که از کتاب‌ها چيزي بره.
ولي در جواب اين که حالا که ما به اين سيستم راضي هستيم چرا مي‌خواين عوضش کنين؟ گفت که بايد اين کار بشه. چون بعد از ۱۱ سپتامبر قوانين سفت و سخت‌تر شدند و اين که کارت کتاب‌ها رو همه بتونن ببينن، حريم خصوصي افراد رو از بين مي‌بره و همه مي‌فهمن که کي چه کتابي گرفته. و اين طوري ممکنه بتونن دانشگاه رو sue کنن.
خيلي مسخره بود، که آخه براي کي ممکنه مهم باشه که ديگران بفهمند که چه کتاب رياضي‌اي گرفته! و اين قضيه چه ربطي به ۱۱ سپتامبر داره! ولي يه حرف ديگه که يکي از استادا هم گفت اين بود که FBI بايد بتونه که ليست کتاب‌هايي که افراد گرفتن رو چک کنه و خب اين با يک سيستم عهد بوقي کاغذي نمي‌شه.