Yearly Archives: 2009

کیک اسفنجی با طعم بادام

بعد مدت‌ها ننوشتن می‌خوام دستور پخت کیک اسفنجی با طعم بادام رو براتون بنویسم! تو فارسی به این‌جور کیک می‌گن اسفنجی و واقعا شبیه اسفنج هم هست این کیک. البته در انگلیسی هم کیک اسفنجی داریم (sponge cake) ولی این کیکی که من می‌خوام دستورش رو بگم بهش می‌گن خوراک فرشته (angel food cake) که فرقش با قبلی ظاهرا اینه که تو کیک اسفنجی همه تخم‌مرغ استفاده می‌شه و تو این کیک فقط سفیده استفاده می‌شه. خوراک فرشته که خب چون سفید و سبکه بهش می‌گن و در مقابلش یه خوراک دیو (devil’s food cake) هم هست که کیک خیلی شکلاتی و تیره‌ایه.

اصل دستور رو از اینجا برداشتم ولی چون خیلی‌ها زیرش نوشته‌اند که شکرش زیاد بوده شکرش رو کم کرده‌ام.

مواد لازم:

۱/۴ ۱ (۱.۲۵) پیمانه پودر شکر

۱ پیمانه آرد کیک

۱/۲ ۱ پیمانه سفیده تخم‌مرغ

۱/۴ قاشق چای‌خوری نمک

۱ قاشق چای‌خوری کرم تارتار

۱/۲ ۱ قاشق چای‌خوری عصاره وانیل

۱/۴ قاشق چای‌خوری عصاره بادام

۱ پیمانه شکر

۱ پیمانه خلال بادام (یا به میزان کافی)

توضیحات:

آرد کیک (cake flour) رو در ولایت ما تو مغازه یه عنوان یکی از انواع آرد می‌فروشند. این آرد رو در واقع از قسمت وسط گندم که خیلی نرمه درست می‌کنند و باعث می‌شه که پروتئین کمتری داشته باشه و به همین خاطر برای کیک‌هایی که باید سبک‌تر باشن استفاده می‌شه. اگه این آرد رو ندارین همون یه پیمانه آرد معمولی رو بردارین و دو قاشق غذاخوری از سرش بردارین و به جاش نشاسته بریزین.

سفیده تخم‌مرغ رو هم از مغازه آماده می‌شه خرید. من خودم جدا می‌کنم که دردسر اینو داره که حالا با زرده‌اش چی‌کار کنم. حدود ۱۰ تا تخم‌مرغ بزرگ (large) این مقدار سفیده رو می‌ده.

کرم تارتار رو برای اینکه کفی که از زدن سفیده تخم‌مرغ درست می‌کنیم پایدارتر بمونه بهش می‌زنن. تا جایی که می‌دونم به طور سنتی تو ایران سفیده تخم‌مرغ رو تو کاسه مسی می‌زنن به همین دلیل. ولی اگه نداشتین هم چیزی نمی‌شه. اگه سفیده رو خوب زده باشین احتیاجی به کرم تارتار نیست.

عصاره وانیل و بادام‌هایی که اینجا هست به خاطر حفظ طعمش توی الکل حل شده‌اند. هم وانیل، هم بادوم پودرش هم پیدا می‌شه که باید نصفش رو بریزین. یعنی ۴/۳ قاشق چایخوری وانیل و ۸/۱ بادام.

DSC09878

دستور پخت:

شکر و آرد رو تو یه کاسه مخلوط کنید و کنار بگذارید البته اگه خیلی پایه‌اید خوبه که الک کنید. من هیچ‌وقت نمی‌کنم چون حوصله ندارم!

DSC09882

سفیده تخم‌مرغ‌‌ها رو با هم‌زن رو سرعت بالا به هم بزنید و یه مقدار کمی که شروع به کف کردن کرد نمک کرم تارتار، عصاره‌های وانیل و بادام (یا پودرش) و پودر شکر رو اضافه کنید. و انقدر بزنید تا کاملا سفید بشه طوری که اگه هم‌زن رو ازش در بیارید فوری برنگرده سرجاش.

DSC09881

بعد مخلوط آرد و شکر رو یواش یواش بهش اضافه کنید. دیگه با هم‌زن برقی هم نزنید که پفش بخوابه. با یه قاشق فقط اون‌قدر قاطی کنید که آرد دیگه دیده نشه. این رو توی ظرف کیک بریزید (دایره ۲۳-۲۴ سانتی یا ۹-۱۰ اینچی)  و روش خلال‌ بادام‌ها رو بریزید. بسته به سطح ظرف یا مقداری که بادام دوست دارید کنتر یا بیشتر از یه پیمانه ممکنه مصرف بشه البته.

DSC09884

فر رو رو دمای ۳۷۵ گرم کنید و بعد برای ۳۵-۴۰ دقیقه بپزید. بعد از ۳۵ دقیقه می‌تونید با خلال دندون چک کنید و اگه چیزی بهش نچسبید دیگه پخته. کیکی که روش چیزی ریخته شده چون نمی‌شه موقع در اوردن برعکسش کرد بهتره توی ظرفی پخته بشه که تهش درمیاد.

DSC09572

پروژه کتاب‌های نخوانده

دوستان نزدیک می‌دونند که من خیلی عشق کتاب خوندن هستم. البته نه اینکه خیلی زیاد کتاب بخونم مخصوصا تو انگلیسی سرعتم زیاد نیست. ولی علاوه بر خوندن علاقه شدیدی هم به داشتن کتاب دارم. تا وقتی ایران بودم یک افتخارم هم این بود که هیچ کتاب نخونده‌ای تو کتابخونه‌ام نداشتم. ولی اینجا هم به دلیل همون پایین بودن سرعت خوندن و هم دلایل استراتژیک دیگه کلی کتاب جمع شده برام که نخونده‌‌ام. یکی از مهم‌ترین دلایلش حراجه! اصلا یادم نمی‌آد که تو ایران کتاب رو حراج کنند ولی اینجا اکثر کتاب‌فروشی‌ها یه قسمت حراجی دارن. خب آدم وسوسه می‌شه دیگه. مثلا سری کتاب‌‌‌های ارباب حلقه‌ها (The Hobbit and The Lord of the Rings) رو این کتاب‌فروشی شهرمون با قیمت خوبی گذاشته بود. نمی‌شد نخری که. یا بعضی‌وقتا یه کتاب خاصی رو می‌خوام مثلا توی گروه کتاب‌خونی قراره خونده بشه و چون آمازون اگه بالای ۲۵ دلار خرید کنی پول پست رو نمی‌گیره خب یه کتاب دیگه هم می‌گذارم روش که ۲۵ دلار بشه! این‌طوری یه سری زیادی جمع شدند که نخونده موندند. ولی چند وقت پیش تصمیم گرفتم که تا وقتی همه این کتاب‌ها رو نخونده‌ام کتاب دیگه‌ای نخرم و نخونم.

اول از همه از The Woman in White شروع کردم. این کتابه رو خودم نخریدم. علیرضا اون موقع که مجرد بود خریده بوده. هی هم به من می‌گفت که اینو بخون خوبه. یه بار شروعش کردم ولی کتاب سال ۱۸۵۹ نوشته شده و خب پر از توصیف و توضیح. اون بار حوصله‌ام نشده بود ولی این‌بار دیگه مجبور بودم. ولی انصافا کتاب خوبی بود. کتاب معمایی و کارآگاهیه. به همین دلیل هم هیجان انگیزه و اینکه می‌‌خوای بفهمی که چی به چیه تشویقت می‌کنه که از توصیفات طولانی خسته نشی. شخصیت‌ها رو هم خیلی خوب ساخته و به نظر من منطق داستان هم درست حسابی بود. فیلمش هم با همین اسم هست که من هنوز ندیده‌ام. ولی یه جالبی کتاب به اینه که داستان از روایت‌ آدم‌های مختلف درگیر و از نقطه نگاه اونا نوشته شده و خیلی طبیعیه که اطلاعات بواش یواش جمع می‌شه که نمی‌دونم تو فیلم هم این طوری هست یا نه. فیلمش رو اگه کسی دیده بگین چه طوری بوده.

خب  فعلا از این. بعدا راجع به بقیه‌شون می‌نویسم.

روزمره

خیلی وقته ننوشته‌ام. البته روزهایی هم نبوده که خیلی نوشتن ازش راحت باشه. روزهای اول که به بهت وغصه و گریه و بعدش گشتن دائم توی اینترنت و تلویزیون و اخبار و حرف مردم و سخنرانی دنبال یه ذره امید گذشت.

این روزها دلم می‌خواست از چیزای دیگه بنویسم. دلم می‌خواست از روزمره زندگی بنویسم. از غذایی که پخته‌ام و از لباسی که خریده‌ام. از کتابایی که خونده‌ام و فیلم‌هایی که دیده‌ام. ولی انگار آدم خجالت می‌کشه از زندگی کردن. انگار خیانت کرده‌ام. انگار فراموش کرده‌ام. ولی دلم تنگ شده برای وب‌لاگم. می‌خوام بازم بنویسم هر از گاهی. از همین چیزای پیش پا افتاده و روزمره.

بیانیه‌ی جمعی از وبلاگ‌نویسان در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری و وقایع پس از آن

۱) ما، گروهی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت‌آمیز و سرکوب‌گرانه‌ی حکومت ایران در مواجهه با راه‌پیمایی‌ها و گردهم‌آیی‌های مسالمت‌آمیز و به‌حق مردم ایران را به شدت محکوم می‌کنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی می‌خواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان می‌دارد «تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‌ پيمايی‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏‌که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد، آزاد است» رعایت کنند.
۲) ما قانون‌ شکنی‌های پیش‌آمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غم‌انگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام می‌دانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه داده‌اند، تخلف‌های عمده و بی‌سابقه‌ی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاری‌ی مجدد انتخابات هستیم.
۳) حرکت‌هایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامه‌نگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آن‌ها، قطع شبکه‌ی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمی‌تواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کم‌تر شود.
پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی
بخشی از جامعه‌ی بزرگ وبلاگ‌نویسان ایرانی

انتخابات

فقط یک روز به انتخابات مونده. این احساس که کار خاصی نکرده‌ام و از همه شور و هیجان در ایران هم دورم ناراحتم. کار خاص هم بیشتر به این معنی که کسی رو از رای ندادن، یا به احمدی‌نژاد رای دادن، منصرف نکردم. ولی در این مدت با اخبار ایران درگیر بودم، تلویزیون ایران رو نگاه کردم و بحث‌هایی کردم که باعث شد خیلی چیزا یاد بگیرم و ازش خوشحالم. می‌خوام یه بار فکرام رو بنویسم برای بعد که یادم بمونه. تیکه تیکه این حرفا رو در بحث با دوستان قبلا گفتم.

من به موسوی رای می‌دهم مهم‌‌تر از همه به خاطراینکه  فکر می‌کنم آدم روشنفکرتر، پخته‌تر و راستگوتری از بین بقیه نامزدها هست. من هم دوست داشتم بعد از آقای خاتمی به جایی رسیده بودیم که به کسی رای می‌دادم که تندتر بود و بیشتر به سمت اون چیزی که ما می‌خواهیم حرکت می‌کردیم. ولی بعد از آقای خاتمی، احمدی‌نژاد انتخاب شد و نشون داد که ما هنوز شناخت درستی از مردم ایران نداریم و قدرت نهادهای دیگه‌ای مثل قوه قضائیه و مسجد‌ها و بسیج رو یادمون رفته.

بعضی‌ها می‌گن لازم نیست کسی خودش روشنفکر باشه و کافیه تیم قوی داشته باشه. من فکر می‌کنم این کافی نیست. از همه مهم‌تر من دارم به رییس‌‌جمهور رای می‌دم و نه حتی مثل آمریکا به رییس‌جمهور و معاون اولش. و همین رای دادن من و توه که برای رییس‌جمهور یه وظایفی و همراه اون یه امنیت نسبی‌ای میاره برای کار کردن و مقابه با فشارها. و بعد درسته که لازم نیست رییس‌جمهور تو اقتصاد و سیاست و راه و ساختمان و… دکترا داشته باشه ولی درک مسایل و فهمیدن اینکه حالا این چیزی که مشاور یا وزیر گفت چی بود لازمه. نه در حدی که بعد از چهار سال هنوز نتونی در مورد طرح اقتصادیت که از هم برنامه‌هات مهم‌تر بوده خوب توضیح بدی.

این ویدیوها رو برای بحثی که با بچه‌های اینجا کردیم از سوال و جواب‌های کروبی و موسوی جدا کرده بودم و اینجا هم می‌گذارم برای مقایسه طرز صحبت کردن این دو نفر در مورد زنان. یکی در توانایی زن‌ها شک نداره و قولش فراهم کردن شرایط برای استفاده‌ از اونه. یکی دیگه می‌گه آره من خودم زنم رو بهش یاد دادم و اومد تو کار. مگه ما از اول بلد بودیم زن‌ها هم میان کم کم یاد می‌گیرن.

بعد جالبه که یه فرض‌هایی راجع به کروبی به وجود اومده که حتی مشاورانش هم تایید نمی‌کنند. مثلا حجاب اجباری. جمیله کدیور به صراحت گفته «البته فكر نمي كنم كه كروبي بخواهد حجاب را اختياري كند و اگر بخواهد هم، شوراي نگهبان نمي گذارد.»

یا مثلا می‌گن موسوی می‌خواد ما رو برگردونه به ۳۰ سال پیش و  از اینکه به خمینی استناد می‌کنه شاکی می‌شن. بابا حداقل یه نگاهی به قبل و بعد این برنامه‌های انتخاباتی تو تلویزیون بندازید ببینید که یادتون نره گرامر صحبت‌ها تو ایران رو. و بعد هم یه جسنجویی در گوگل کنید ببینید آقای کروبی نظرش چیه.

من از تیم آقای کروبی خیلی‌هاشون رو می‌پسندم. از اینکه روزنامه داشته خوشم میاد (گرچه کاش آرشیوش کار می‌کرد)، از اینکه کرباسچی تو تویتر می‌نویسه خوشم میاد ولی وقتی چهار سال پیش اعتراض‌ به تندروی‌های حزب مشارکت و