امسال دوست و پارسال آشنا

اوهو اوهو (صدای سرفه رو چه جوری می‌نویسن؟)  اینجا انقدر خاک گرفته که گردگیری اساسی لازم داره. خب شما خوبین؟ ما هم خوبیم. زمان مثل برق می‌گذره. از پست قبل من یه مسابقه ۸ کیلومتر، یه ۵ کیلومتر و یه ۱۰ کیلومتر دیگه دویده‌ام. سپهر رفته کلاس دوم. ترامپ رییس جمهور شد. دیگه چی؟ ما هم پیرتر شدیم ولی عاقل‌تر نشدیم :)

امروز ماه دسامبر شروع شد. یه سال دیگه داره تموم می‌شه. و حسابی همه سرشون شلوغه. یکی از مامان‌های مدرسه سپهر که باهاش دوست شده‌ام، یه لیست از بهترین قهوه فروشی‌های محله پیدا کرده بود و تصمیم گرفته بود که هر کدومش رو با یکی از دوستاش امتحان کنه. از خیلی وقت صحبتش رو کرده بودیم و بالاخره امروز وقت شد و یکیش رو با هم رفتیم.

کلی حرف زدیم. از جاهایی که بودیم. از اینکه آمریکایی بودن یعنی چی. (خودش ۴ نسل آمریکا بوده‌ان). از درون‌گرا و برون‌گرا بودن. اینکه اینجا که خونه‌هامون هست و به خاطر مدرسه اومدیم کار درستی کردیم یا اینکه حیاط‌های بزرگ نداریم که بچه‌هامون از صبح تا شب توش بالا پایین برن چیزی از زندگیشون کم کردیم؟ آدم‌های متفاوت و دغدغه‌های مشابه.

 

One thought on “امسال دوست و پارسال آشنا

  1. آزيتا

    رويا جون خوشحالم كه برگشتي و نوشتي من نوشته هاتو دوست دارم قلمت رو زمين نزار

    Reply

نظر بدهید

Your email address will not be published.