کلاس اول

سه هفته شد که سپهر رفت مدرسه. نسبتا جا افتاده و روتین مدرسه دستش اومده. البته هنوز دوستی پیدا نکرده تو کلاس که خب خودم هم تا کلاس چهارم هیچ دوستی نداشتم و فکر کنم با کسی حتی حرف هم نمی‌زدم. مهم اینه که با معلمش رفیق شده.

صبح‌ها ساعت ۷:۴۵ درهای مدرسه باز می‌شه و بچه‌ها می‌تونن تو حیاط بازی کنن. حیاطشون خیلی خیلی بزرگه. یه زمین فوتبال و یه زمین بیسبال داره که چمنه. و بعد بالاترش یه قسمت که بازی‌های مختلف هست. یه قسمت تاب و سرسره و بازی‌های مختلف با توپ و لی لی و شن بازی و اینا. سپهر که تمام زنگ تفریح‌هاش رو می‌ره تو زمین پایین فوتبال بازی می‌کنه. خیلی از مدرسه‌ها اینجا همین زمین‌های خیلی بزرگ بازی رو کنارشون دارن که دورش نرده داره و زمانی که مدرسه بازه درش رو می‌بندن و فقط از در ورودی مدرسه می‌شه اونجا رفت. ولی عصر که مدرسه بسته می‌شه درهای بیرون هم باز می‌شن که اهالی محله هم می‌تونن از این پارک و زمین بازی استفاده کنن.

ساعت ۷:۵۵ زنگ می‌خوره که باید برن به سمت کلاس. دم در کلاس سطل‌(bin)های مختلف هست که بطری آب، تغدیه وسط روز، ظرف ناهار و پوشه مشق‌هاشون رو تو جای خودش می‌گذارن و می‌رن تو کلاس. و ساعت ۸ زنگ نهایی می‌خوره که دیگه کلاس شروع می‌شه. با زنگ ساعت ۸ پشت بلندگو اول از همه متن pledge of allegience که اعلام وفاداری به کشور هست رو می‌خونند همه. و بعد اگه خبری باشه رو اعلام می‌کنند. مثلا تبریک به فلانی که این مدال رو گرفته یا یادتون نره آخر هفته فلان برنامه تو مدرسه هست.

ساعت ۱۰ یه زنگ تفریح دارن که کوتاهه و تغذیه می‌خورن. ساعت ۱۱:۴۵ ناهار می‌خورن و ۱۲ تا ۱۲:۳۰ زنگ تفریح طولانی‌ترشونه. و بعد دوباره کلاس دارن تا ساعت ۲:۳۰ که زنگ خونه می‌خوره و می‌ریم دنبالشون.

معلم سپهر دوشنبه‌ها براشون تکلیف می‌گذاره تو پوشه که یه قسمتش اینه که هرروز  ۱۰ دقیقه باید هر کتابی که دوست دارن رو بخونن. یه عدد مساله ریاضی :)) و یک قسمت نوشتن که فعلا مثلا این هفته این بود که چهار تا کلمه رو تمرین کنن. و یه قسمت اجتماعی که مثلا این هفته این بود که هر روز به یه نفر compliment بدن. مثلا بگن چقدر لباست قشنگه، یا مرسی که به من کمک کردی. جمعه باید این پوشه رو تحویل بدن. و البته معلمشون یواشکی به ما گفته که می‌شه هم دوشنبه بیارن.

۴ تا هم به قول خودشون lab دارن. هنر، موسیقی، تکنولوژی و علوم. که هفته‌ای ۲۰ دقیقه هر کدوم از اینا رو می‌رن. هر هفته هم ۴۰ دقیقه کلاس ورزش دارن و یه بار هم می‌رن کتاب‌خونه مدرسه‌شون و نیم ساعت اونجا هستند و کتاب انتخاب می‌کنند و میارن خونه که هفته بعد پس ببرن.

در حد همین ۳ هفته فعلا مدرسه‌شون رو دوست دارم. سرزنده‌ است، امکاناتشون خوبه و معلمشون هم معلم خوبیه. تنها چیزی که خود سپهر هم ازش یه کم شاکیه اینه که به نسبت مونتسوری و چیزهایی که سپهر بلده مخصوصا تو ریاضی خیلی درساشون ابتداییه. (البته سپهر یه شکایت دیگه هم داره که تو مدرسه قبلی بشقاب و قاشق و چنگال داشتیم ولی الان باید غذامون رو تو همون ظرف که از خونه میاریم بخوریم :)) )

یه چیزی که مدرسه خیلی تشویق می‌کنه داوطلب شدن پدر و مادرهاست. هم برای مراسم مختلفی که مدرسه داره و هم برای کمک به معلم. من هم برای یک ساعت در روز اسمم رو نوشته‌ام و فعلا یک ساعت در هفته می‌رم سر کلاس و به معلمشون کمک می‌کنم. تا حالا فقط یک بار رفتم ولی برای خودم دیدن کلاسشون جالب بود و این آسون بودن ریاضی رو که سپهر ازش شاکیه رو خودم هم دیدم. بچه‌ها گروه‌های مختلف شده بودن و با بازی مفاهیم مختلف ریاضی رو قرار بود تمرین کنن. مثلا بازی گروه ما این بود که تاس بریزن و به تعداد عدد تاس مهره بردارند و این عددها رو با هم جمع بزنند. از ۶ نفری که من باهاشون بودم ۵ نفرشون راحت تو ذهنشون جمع می‌‌زدند و فقط یه نفر بود که هنوز رو انگشت‌هاش می‌شمرد. البته خب هنوز اول ساله و امیدوارم تا آخر سال چیزهایی یاد بگیرن و حوصله‌اش سر نره.

 

 

روز اول کلاس اول

دیروز روز اول مدرسه بود.

بعد از دو ماه مدرسه نرفتن و خوش گذروندن دوباره مدرسه رفتن یه کم سخت بود، اونم مدرسه جدید.

فکر نمی‌کنم که بار اولی که سپهر مدرسه رفت انقدر احساس نابلدی می‌کردم. بیشتر نگران این بودم که بعد از سه سال که با خودم بود حالا باید جدا می‌شد. ولی تنها کاری که باید می‌کردیم ۴-۵ تا چیز بود که باید می‌خریدیم و یه روز خاصی می‌بردیم تحویل می‌دادیم. روز اول  هم از قبل گفته بودن که با ماشین بریم جلوی در و یکی از معلم‌ها اومد پیاده‌اش کرد و یک ساعت بعد رفتیم دنبالش.

اما برای مدرسه جدید کلی چیز ناشناخته هست که باید ازش سر در بیاریم.یه سری وسیله گفته بودن بخریم که نمی‌دونستم اینا برای کلاس هست یا وسایل شخصی‌شون. صبح نمی‌دونستیم کلاس کجاست. نمی‌دونستیم وسایلش رو کجا بگذاریم. نمی‌دونستیم عصر کجا باید بریم دنبالش. خودش هم گیج بود. نشسته بود رو صندلی و بقیه رو نگاه می‌کرد که اونا چیکار می‌کنن. یه دلیلش خب اینه که به جز یک نفر دیگه تو کلاسشون بقیه برای پیش دبستانی هم همین مدرسه بوده‌اند و با هم‌دیگه و کلاس‌ها و روتین آشنا هستند. و چیزهایی که دارن و کارهایی که باید انجام بدند و آدم‌هایی که باهاشون سر و کار دارند خیلی بیشتر از یه بچه ۳ ساله است.

فعلا روزهای اول برای همین آشنا شدنه. امیدوارم زود جا بیفته و با هم‌کلاسی‌ها و مخصوصا معلمش رفیق بشه.

مدرسه دولتی

ما رفتیم ایران و برگشتیم. اما برای نوشنن راجع به سفر باید اول همه عکسامون رو بیارم رو کامپیوتر و منظم کنم تا بشه خوب بنویسم. امیدوارم که همت کنم.

ولی دو پست قبل‌تر راجع به انتخابمون بین مدرسه مونتسوری و دولتی برای سپهر نوشته بودم و خیلی‌ها ازم پرسیده بودن که آیا آخر تصمیم گرفتم یا نه. خودم نمی‌دونم واقعا چه جوری آخرش تونستیم خودمون رو قانع کنیم. بی اغراق تو یه روز صدبار نظرمون از این ور به اون ور می‌شد ولی بالاخره تصمیم گرفتیم که امسال مدرسه دولتی بره.

همه اون دلایلی که تو پست قبل نوشتم در تصمیم گیریمون اثر داشتند، تفاوت مالی زیاد بین شهریه مدرسه خصوصی و مجانی بودن مدرسه دولتی، اینکه مدرسه تو محله خودمون هست و پیاده می‌شه به مدرسه رفت و آمد کرد و بچه‌های مدرسه و خانواده‌ها همسایه‌هامون خواهند بود، اینکه مدرسه‌ جمعیت بیشتری داره و کلی فعالیت‌های جانبی داره، اینکه ما اصلا این محله رو به خاطر مدرسه‌اش انتخاب کردیم و بهترین مدرسه‌های شهر نزدیکمون هستند.

اما یه عامل دیگه‌ای هم که تاثیر گذاشت در تصمیم نهاییمون این بود که به خاطر اینکه سپهر یه روز دیرتر از موعد مدرسه‌های دولتی به دنیا اومده یه مقدار برای ثبت نامش به مشکل برخوردیم که البته حل شد. ولی باعث شد فکر کنیم که اگر از مدرسه دولتی شروع کنیم و بعد راضی نباشیم رفتنمون به هر مدرسه دیگه‌ای اونقدر سخت نیست. مخصوصا که سه سال تو مدرسه مونتسوری بودیم و می‌دونیم که چی در انتظارمونه. ولی اگر مدرسه مونتسوری بره هم به خاطر اینکه از روند استاندارد مدرسه‌ها پیروی نمی‌کنه و کلاس اول و دوم و سوم مشخصی نداره برگشتن به مدرسه دولتی اونقدر آسون نیست. و حتی اگر راضی باشیم هم نخواهیم فهمید که تصمیم درستی گرفتیم یا نه.

مدرسه ۳ هفته دیگه شروع می‌شه و هیجان داریم که مدرسه جدید چه جوری خواهد بود. حتما راجع بهش می‌نویسم.

 

نکته بدیهی

یکی از موثرترین راه‌های منظم بودن برای من مرتب نگه‌داشتن نقویمه.

به پیشنهاد اعظم کتاب Organized Mind رو گوش کردیم چند وقت پیش. یکی از توصیه‌های خیلی مفیدش این بود که تا جای ممکن چیزها رو از فکرتون به محیط فیزیکی بیرون انتقال بدین. و یکی از پیشنهادهاش همین تقویم بود.

بدیهی‌ترین مورد که چیزهایی مثل وقت دکتر، جلسه مدرسه یا تاریخ پروازه که ساعت مشخصی دارند.

یه مورد دیگه که برای من خیلی مفیده گذاشتن چیزهاییه که موعد خاصی دارن. مثلا مهلت دادن قبض‌های کردیت‌کارت‌ها یا برگردوندن کتاب‌های کتاب‌خونه. این دسته رو من معمولا دو سه روزی زودتر از مهلت واقعی تو تقویم می‌گذارم که جای خطا هنور باقی باشه.

چیزهایی دیگه‌ای هست که مرتب باید انجام بشند مثلا عوض کردن فیلتر آب، کود دادن به باغچه، حتی آرایشگاه رفتن. تقویم گوگل که من ازش استفاده می‌کنم خودش این امکان رو می‌ده که تعیین کنی این مورد هر دو ماه یکبار مثلا تکرار بشه.

یکی از پیشنهادهای کتاب Organized Mind اینه که مرتبط با کارهایی که تو تقویمتون گذاشتین اگر کارهایی هستند که قبل از اون باید انجام بشن اون‌ها رو هم تو تقویمتون بگذارید. مثلا اگر تاریخ تولد مامانتون رو نوشتید و فکر می‌کنید یک هفته وقت لازم دارید که کادو بخرید و به دستش برسونید خریدن کادو رو هم یه هفته قبلش تو تقویم بنویسید. (البته من هنوز انقدر منظم نشده‌ام!)

مدرسه خصوصی یا دولتی

اون بحث ارزیدن و نظر خودم رو بعدا شاید بیشتر بنویسم. گرچه که سوالیه که جوابی نداره و فقط می‌شه حرفای کلی راجع بهش زد.

اما همون طور که گفته بودم یکی از مهم‌ترین تصمیم‌ها، خرج کردن برای تحصیلات بچه است. پارسال سپهر به خاطر یک روز مجاز به رفتن به پیش‌دبستانی نبود. اینه که پارسال از تصمیم گرفتن معاف شدیم و همین مدرسه‌ای که می‌رفت گذاشتیمش. همون موقع بهم گفتن که اگر پیش‌دبستانی رو خصوصی رفته باشه کلاس اول رو می‌تونه بیاد. به همین خاطر تصمیم گیری منتقل شد به امسال.

فکر نمی‌کنم قبلا راجع به سیستم مدرسه‌های اینجا نوشته باشم. دو نوع اصلی مدرسه‌ها مثل ایران دولتی (public) و خصوصی (private) هستند.

مدرسه‌های دولتی بودجه‌اشون رو از دولت می‌گیرند که تو کالیفرنیا ۵۵ درصد از طرف ایالت، ۱۲ درصد از طرف دولت مرکزی و ۲۵ درصد از مالیات خونه‌های اطراف مدرسه و بقیه هم از منابع دیگه میاد. هر دانش‌آموزی بسته به آدرس خونه‌اش به یه مدرسه منسوب می‌شه و اونجا می‌تونه ثبت‌نام کنه. این مدرسه‌های دولتی هم بهتر و بدتر دارند. نزدیک مدرسه‌های بهتر خونه‌ها طرفدار بیشتری دارند و گرون‌تر هستند که البته خودش باعث می‌شه که چون مالیات بیشتری می‌دهند مدرسه‌های اون ناحیه پول بیشتری داشته باشند و امکانات بهتری داشته باشند. البته مخصوصا در محله‌هایی که خانواده‌های با سطح درآمد بالاتر زندگی می‌کنند برای مدرسه پول اضافه هم جمع می‌کنند (مثل همون پول‌ها که تو ایران هم انجمن‌های اولیا مربیان می‌گرفتند!)

مدرسه‌های دولتی تو قوانین و استانداردهاشون تا حد زیادی تابع قوانین ایالتی و مرکزی هستند. گرچه مثل ایران همه مدرسه‌ها کتاب‌ها و مواد آموزشی یکسان ندارند. ولی مثلا در دولت قبلی  no child left behind بود و حالا استاندارد شده common core که  تعیین می‌کنه که بچه کلاس مثلا اول رو که تموم می‌کنه باید چه چیزهایی رو بلد باشه و تمرکز آموزش به چه سمت‌هایی باشه.

مدرسه‌های خصوصی ولی تا حد زیادی مستقل هستند. بودجه‌شون از پول شهریه تامین می‌کنند و تو موادی که درس می‌دهند آزادند.

البته زیر مجموعه مدرسه‌های دولتی مدرسه‌های دیگه‌ای هم هستند که قوانین خاص‌تری دارند که بسته به ایالت و حتی شهری که زندگی می‌کنی فرق دارن.

ما وقتی که ۴ سال پیش خونه می‌خریدیم خب چون مهم‌ترین چیز برامون مدرسه سپهر بود با اینکه از لحاظ مالی خیلی برامون سخت بود تو محله‌ای خونه خریدیم که بهترین مدرسه‌های شهر رو داره. اما حالا که به کلاس اول رفتن سپهر رسیدیم شک کردیم! و مهم‌ترین دلیلش هم اینه که از سیستم مدرسه مونتسوری خیلی خوشمون اومده.

مدرسه public خوبی‌هایی داره که خیلی برای ما جذابش می‌کنه. یکی اینکه به هر حال استاندارد آموزش اینجاست. یکی دیگه اینکه خیلی نزدیکه و پیاده می‌تونیم بریم مدرسه و برگردیم. به همین دلیل، هم‌کلاسی‌های سپهر همسایه‌‌هامون خواهند بود و اگه باهاشون دوست بشه خیلی راحت می‌تونیم با هم رفت و آمد کنیم و مثلا بعد از مدرسه تو پارک محله با هم بازی کنند. بیشتر از همه به خاطر تعداد زیاد بچه‌ها فعالیت‌های جانبی تو این مدرسه‌ها بیشتره. مثل تئاتر و مسابقه دو و نمایشگاه علمی و از این جور چیزا.  تو مدرسه‌های public معمولا تنوع بچه‌ها بیشتره. این البته هم خوبی مدرسه می‌تونه باشه که مخصوصا بچه‌های ما که مهاجر هستیم مثل خودشون تو مدرسه‌شون باشه (مخصوصا محله ما حدس می‌زنم حتما تعدادی ایرانی هم تو مدرسه باشن) و هم اینکه از اول بچه با آدم‌های جورواجور از کشورهای مختلف با سطح درآمدهای مختلف و سطح توانایی‌های مختلف رو می‌بینه. هم بدیش چون تفاوت سطح بچه‌ها از همه نظر می‌تونه خیلی خیلی زیاد باشه.

و خب از همه مهم‌تر همون قضیه پول که با رفتن به مدرسه public دستمون میاد که هم برای همین روزها می‌شه خرج کرد مثلا برای کلاس یا مسافرت و یا تو حساب ذخیره نگه‌ داشت برای زمان کالج رفتن.

و اما مدرسه خصوصی. من البته اصلا مدرسه‌های خصوصی معمولی رو نگاه نکردم. چون لزوما به اینکه وقتی برای جایی پول بدی بهتر می‌شه اعتقاد ندارم ولی همون طور که گفتم از سیستم مونتسوری خیلی خوشمون اومده و مخصوصا احساس می‌کنیم برای سپهر سیستم مناسبی باشه.

تو سیستم استاندارد مدرسه‌‌ها و اون چیزی که ما خودمون باهاش بزرگ شدیم بچه‌هایی که تو یه کلاس هستند همه ازشون انتظار می‌ره که یه مطلب رو یاد بگیرن. کلاس اول خوندن و نوشتن یاد می گیرند. کسی که دیرتر یاد می‌گیره باید خودش رو برسونه و کسی که زودتر یاد گرفته همون‌جا می‌مونه. ولی تو مونتسوری هر بچه‌ای چیزهایی که یاد می‌گیره و روش کار می‌کنه با بچه‌های دیگه فرق داره و با سرعت و علاقه خودش پیش می‌ره. یعنی معلم تک تک بچه‌ها رو در نظر داره و مثلا می‌بینه که یکی اعداد رو خوب یاد گرفته و آماده اینه که جمع کردن رو یاد بگیره پس به اون درس جمع کردن رو می‌ده. حتی اگر دو نفر مطالب یکسانی رو بلد باشن لازم نیست که همه با هم انجامش بدن. مثلا یک نفر صبح که مدرسه می‌ره دوست داره اول کاغذ قیچی کنه، یکی دیگه دوست داره تمرین نوشتن کنه. البته این علاقه به کار تک‌نفری وقتی بچه هستند بیشتره و هر چقدر که بزرگ‌تر می‌شن می‌بینی که دو نفر دو نفر یا تو کلاس دبستانی‌ها گروه‌های بزرگ‌تر دارن یه کار رو می‌کنند ولی تا حد زیادی تو انتخاب اینکه کدوم کار رو بکنند آزادند.

حالا ما موندیم تو اینکه چه جوری بین این دو تا انتخاب کنیم. و حقیقتش اینه که پول یکی از مهم‌ترین (اگه نگم مهم‌ترین) قسمت تصمیم‌گیریه برامون. یه موضوع هم اینه که مدرسه مونتسوری رو ما صدبار رفتیم دیدیم. دو بار خودمون رفتیم و با مدیر و اینا صحبت کردیم. یه بار سپهر رفته سر کلاسشون یه روز کامل بوده. یه بار من و علیرضا رفتیم یک ساعت توی کلاس نشستیم. می‌دونیم معلمش کی خواهد بود. ولی مدرسه public برامون یه قوطی سربسته‌ای هست. فقط یه روز رو گذاشته بودن که جلسه بوده و یه تور سریع تو مدرسه بهمون دادن و از کلاس‌ها هم فقط کلاس‌های پیش دبستانی رو بهمون نشون دادن. اگه شما اطلاعاتی دارین گرچه می‌دونم مدرسه به مدرسه فرق می‌کنه ولی خیلی ممنون می‌شم.