یکی از چیزایی که هنوز نتونستهام در مورد خریدش تصمیم بگیرم گهواره یا تخت کوچیکه. ما خونهمون دو تا اتاق داریم که قاعدتا یکیش اتاق بچه خواهد بود. برای اون تخت و وسایل انتخاب کردهایم. ولی برای ماههای اول که قرار باشه هر دو ساعت یکبار شیر بدم دوست دارم که تو اتاق خودمون باشه. اون اتاق اضافه الان اتاق مهمون هست و خب اگه بعدا هم مهمون داشته باشیم باید اونجا بخوابن. مخصوصا ماههای اول که مامان و بابام میان. و خب در اون صورت هم خوبه که یه تخت کوچیکی باشه که بتونم راحت تو اتاق خودمون بگذارم بچه رو. چیزی که اینجا رسمه bassinet هست:

البته مدلهای مختلفی ازشون هست، مدلهای چوبی یا پلاستیکی و قیمتهای مختلف. ولی تو کتابی که قبلا گفته بودم انجمن دکتران اطفال گفته بود که از اینا نخرین چون زیرشون سفت نیست و بچه فوری انقدر سنگین میشه که تخته زیرش تحملش رو نخواهد داشت و خطرناکه. و برای اون مدت کوتاه هم نمیارزه.
یه مدل دیگه چیزاییه که بهش میگن pack’n play:

اینا قیمتشون ارزونتره و بعد که بچه بزرگتر شد میشه اون تخته وسطش رو برداشت و تبدیل میشه به محوطه بازی بچه. جمع هم میشه و میشه با خودت ببری این ور اون ور. مشکلشون برای من اینه که سایزشون بزرگتره و اتاق خودمون اونقدر هم جا نداره. بعدش هم برای بازی کردن واقعا نمیدونم چقدر کاربرد داشته باشه. تنهایی بچه تو محیط بسته چیکار کنه بیچاره؟
یه مدل دیگه سبدهای کوچیکه که بهش میگن moses basket یا همون سبد موسی!

اینا خوبیشون اینه که کوچیکن ولی خب باید بگذاریشون رو زمین و نمیدونم اگه رو میزی چیزی بگذاری بچه زورش نمیرسه تکونش بده؟ بعد هم مطمئنا مدت استفادهاش خیلی کم خواهد بود.
حالا خلاصه موندهام. کسایی که تجربه دارین شما این مشکل رو داشتین؟ چیکار کردین؟ کدوم رو پیشنهاد میدین؟
خرید کردن برای بچه اونم برای کسی مثل من که نمیتونه تصمیم بگیره خیلی سخته. بچهها اینجا گفتن که لیست درست کنیم (baby registry). تو ایران که خب رسمه که خانواده دختر سیسمونی میخرن (درسته؟). اینجا لیست درست میکنی از چیزایی که میخوای و بعد دوستان و فامیل از اون لیست برات کادو میخرن.
آخر هفته پیش رفتیم بزرگترین مغازه لوازم بچه این طرفا که یه فروشگاه زنجیرهایه و فکر کنم تو همه شهرهای آمریکا باشه به اسم Babies R Us. بعد از اینکه اطلاعاتمون رو گرفتن و برامون account درست کردن یه دستگاه بارکدخون دادن دستمون با یک لیست بلند بالا از وسایل لازم. هر چیزی رو که دوست داشتیم با دستگاه، بارکدش رو اسکن میکردیم و به لیستمون اضافه میشد. از همون اول که شروع کردیم اولین قفسه مونیتور بچه (baby monitor) بود. وسیله الکترونیکی با قیمت نسبتا بالا رو که نمیشه همینطوری از رو قیافهاش خرید. باید میرفتیم خونه و review ها رو میخوندیم. پس بی خیال اون شدم. قفسه بعدی شیشه شیر. صد نوع و شکل. این یکی رو که هرچقدر هم review بخونی نمیشه فهمید کدوم خوبه تا وقتی ببینی خود بچه کدوم رو ترجیح میده. و تازه ما که قصد استفاده از شیشه نداریم اصلا باید بخریم اینا رو؟
خلاصه سر هر چیزی یا اصلا نمیدونستیم لازمه یا نمیدونستیم خب کدوم از اینا بهتره. حالا تو این هفته باید یه تحقیقات وسیعتری بکنم و با لیستی که خودم درست میکنم دوباره بریم که البته کار سادهای نیست چون بعضی چیزا ذاتا سلیقهاین و هرکسی یه حرفی زده. بعضی چیزا هم که یه تصمیمی راجع بهش میگیری لزوما همهشون تو یه مغازه نیستند.
قرار بود راجع به اپیدورال توضیح بدم. حقیقتش اینه که من خودم هم چیز زیادی سر در نمیآرم. کلیتش همونیه که قبلا هم گفتم که یه نوع بیحسی موضعیه که از کمر به پایین رو بیحس میکنه. معمولترین روش بیحسی برای زایمانه ولی از اونجایی که محل زدنش کنار ستون فقراته ترسناک به نظر میاد. این عکس رو از دفترچهای که برای کلاسمون بهمون دادن برداشتم که نشون میده کجا تزریق میشه.

اپیدورال اون سوزن بالاییه و همونطور که میبینین وارد نخاع نمیشه و درست به منطقه قبل نخاع تزریق میشه.
یه فرق دیگه که با مدلهای بیحسی دیگه داره اینه که چون مدت زمان زایمان مشخص نیست ممکنه لازم باشه چندبار تزریق انجام بشه. اینه که یه بار که سوزن اولیه رو میزنند بعد جای اون یه چیزی مثل سرم وصل میکنند که وقتهای بعدی که لازم میشه بتونن مقدار بیشتری ماده بیحسی وارد کنن. این نکته باعث میشه که چون از یه زمانی به بعد این سرم از پشت بهت وصله حرکت کردن سختتر میشه و مثلا دیگه نمیتونی قدم بزنی.
اثرات جانبیش ایناست:
- به هرحال چون نزدیک نخاعه مثلا ممکنه نخاع سوراخ بشه یا مقدار بیشتر از اندازه ماده بیحسی داده بشه که میتونه باعث سردردهای خیلی شدیدی بشه.
- ممکنه رو بعضیها اصلا اثر نداشته باشه یا کم اثر داشته باشه و همچنان درد بکشن.
- ممکنه روند زایمان رو کند کنه مخصوصا اگه زودتر از موقع مناسب زده بشه.
- میتونه باعث افت فشار خون بشه که در اون صورت سرم میزنن تا فشار خون برگرده.
- اگر اشتباهی به رگ تزریق بشه میتونه باعث یه اختلالاتی مثل بیحس شدن زبون، تار شدن دید یا حتی بیهوشی بشه. برای اینکه جلوی این اشتباه رو بگیرن معمولا اول یه دوز پایین میزنن اگه مشکلی پیش نیومد دوز لازم برای بیحس شدن رو میزنند.
البته بعضی از کسایی که از اپیدورال استفاده نمیکنند به دلیل ترس از عوارض جانبیاش نیست. بیشتر دلشون میخواد که بچه دار شدنشون روند طبیعی رو داشته باشه. و دردش رو هم جزو همون روند طبیعی میدونند.
امسال تولدم واقعا هیجان انگیز بود. دوستای خوب اینجا که مثل همیشه یادم بودن. دو تا از دوستای سابق دانشکده رو که یکیشون رو ۷ سال بود ندیده بودم هم اومدن امسال پیشمون. کاش زودتر وضعیت مالی و ویزایی همهمون طوری بشه که بتونیم هر از گاهی دور هم جمع شیم که دوستیهای قدیمی اصلا یه طور دیگه میچسبن.
راجع به اپیدورال و بقیه تجربههای حاملگی به زودی مینویسم. ولی الان به مناسبت تولدم میخوام Mighty Life Listام رو بنویسم. یکی از وبلاگهای انگلیسی که میخونم اسمش هست Mighty Girl. یکی از کارای جالبی که کرده اینه که یه لیستی درست کرده از کارهایی که دوست داره تا قبل از اینکه بمیره انجام بده. این مفهموم چیز تازهای نیست مثلا شاید فیلم Bucket List رو دیده باشین. اونجا هم Jack Nicholson و Morgan Freeman یه لیستی درست میکنن که تا قبل از مردنشون انجام بدن. البته چون اسمی که اینا انتخاب میکنن آدم رو یاد مردن میاندازه من ترجیح میدم از اسم Mighty Life List استفاده کنم. اگه لیست خودش رو یه نگاهی بندازین میبینین که تو خیلی موردها همینطوری فقط ننوشته که مثلا برم فرانسه. به جاش گفته تو یه کافه فرانسوی croissant بخورم و کلا لیست هیجانانگیزتریه. انقدر هم لیستش طرفدار داشته که تا حالا چند تا کمپانی ازش حمایت مالی کردن که چند تا از موردهای لیست رو تکمیل کنه.
اینم لیست من که شاید بهش اضافه بشه بعدا و اگه موردیش تکمیل شد راجع بهش خواهم نوشت.
- یاد گرفتن فرانسه (شازده کوچولو رو به فرانسه بتونم بخونم )
- حداقل یه بار skydive کنم
- دیدن کشورهای دنیا (فرانسه، ایتالیا، ژاپن، چین، استرالیا)
- برای سالگردهای ۱۰-۲۰ -۳۰ عکس آتلیهای بگیریم
- برای خودم چیزی بدوزم که حاضر باشم بپوشم
- یکسال هرروز همه خاطراتم رو بنویسم
- یکسال هرروز عکس بگیرم
- سفر جادهای از شرق به غرب آمریکا
- نونهای مصرفی خونه رو خودم بپزم
- تعدادی غذا از ملیتهای مختلف یاد بگیرم بپزم
- پارکهای ملی (national park) بزرگ آمریکا رو ببینم
- رقص یاد بگیرم
- یک گردهمایی با بچههای دانشکده بروم (یا خودم بگذارم)
- در ایران یک مسافرت کویری برم
- یک اردیبهشت شیراز باشم
- تمام سری در جستجوی زمان از دست رفته رو بخونم
- تمام سری ارباب حلقهها رو بخونم
شما هم اگه نوشتین لینک بدین که ایده بگیریم.