– خب بعد یک ماه فوتبال تموم شد. واقعا چقدر فوتبال نگاه کردیم. ورزش هم مثل آب و هوا کلی موضوع واسه حرف زدن فراهم میکنه. بعضی از این ملت هم که حافظههایی دارن، اینکه فلانی تو سال فلان با کدوم پاش گل زد. خلاصه ولی تموم شد.
– یکی از دستآوردهای سفر به بالتیمور و واشینگتن این بود که اونجا میزبانمون بهمون آب هویج داد. و بعد ما کشف کردیم که جایی هم که ما ازش خرید میکنیم هم داره همون مارک رو. و حالا من به وصال یکی از خوردنیهای مورد علاقهام یعنی آبهویج بستنی رسیدهام. هروقت هم میخورم یاد اون مغازه دم چهارراه زند (اسم خیابونها رو حسابی یادم رفته) میافتم (فکر کنم اسم مغازه چهارفصل بود) که با بابا میرفتیم آبهویج بستنی میخوردیم.
– اون طرف که تعریف کردم میخواست از یه گیره قرمز کاغذ به یه خونه برسه، بالاخره موفق شد. مثل این که اون قرارداد یکسال زندگی در خونه رو با یه نقش در یه فیلم عوض کرد و بعد اون رو با یک خونه در کانادا. (الان دیدم بینش یه چیزای دیگه هم بوده که برین تو سایت خودش ببینین)
اینم عکس خونهاش:
