موزه

روز جمعه رفتيم نيويورک، موزه Guggenheim و همين طور Frick Collection.
Guggenheim يه نمايشگاه از Singular Forms بود که نمي‌دونم فارسيش چي مي‌شه.
اول از همه که واقعا خود موزه خودش شاهکار هنري‌اي بود. تقريبا مثل موزه هنرهاي معاصر حلزوني مي‌رفت بالا ولي خيلي بزرگ‌تر.


خود کارهايي هم که تو نمايشگاه بود جالب بود. من که البته اصلا از کارهاي مدرن سر در نمي‌آرم. ولي خب به نظرم بعضي‌هاشون قشنگ بودند و تنها چيزي که فهميديم که خيلي‌ از اين‌ کارها يه جوري در جواب به سبک‌هاي قبلي هنر هستند.
مثلا اين

D’après la Marquise de la Solana, 1969. Oil and wax on canvas, three panels, overall: 77 5/8 x 117 3/8 inches. Solomon R. Guggenheim Museum, New York, Panza Collection. 91.3784


خب مخصوصا رو زمينه ديوارهاي سفيد موزه واقعا قشنگ بود ولي والله ما هم بلديم رنگ کنيم!
مفيدترين اثر هم اين

“Untitled” (Passport), 1991. White paper (endless copies), 4 (at ideal height) x 23 5/8 x 23 5/8 inches. Marieluise Hessel Collection on permanent loan to the Center for Curatorial Studies, Bard College, Annandale-on-Hudson, New York.


بود که يه سري مقواي نقاشي بود و هر کي مي‌خواست مي‌تونست ازش برداره.
تو قسمت‌هاي ديگه‌ هم نمايشگاه‌ نقاشي‌هاي Boccioni بود، جالبيش اين بود که فقط نقاشي‌هاي خودش نبود. نقاشي‌هاي از کساي ديگه‌اي که ازش تاثير گرفتن يا ادامه همون روش بودند رو هم گذاشته بودند.
بعد هم که رفتيم Frick Collection. اين خونه Henry Clay Frick بوده که صاحب کارخونه‌هاي بزرگ آهن و زغال سنگ بوده و خيلي به نقاشي علاقه داشته. اين نقاشي‌ها رو مي‌خريده و بعد از مرگش خونه‌اش تبديل به موزه شده. تو خونه‌اش ياد اين پول‌دارهاي هنر دوست انگليسي مي‌افتادم. که همه اروپا رو مي‌گشتن تا يه نقاشي ديگه که کلکسيونشون رو کامل کنه گير بيارن و بخرن.
يه باغ خيلي باحال هم داشت که بعدا به خونه اضافه شده بوده.

تعریف کردن

به نظرم یکی از مهم‌ترین چیزایی که هر آدمی بعد از تغییر کردن محیطش باهاش روبرو می‌شه تعریف کردن یه هویته برای خودش. هر تغییر محیطی به نسبت خودش. مثلا تغییر مدرسه، از مدرسه به دانشگاه، تغییر شهر و یا تغییر کشور. مثلا وقتی توی یک مدرسه هستی و بعد از چندین ماه از یه موقعیتی که هیچ کس نمی‌شناختت در می‌آیی و خودت رو مثلا به عنوان بچه درس‌خون، یا مثلا ورزشکار یا شرّ! تعریف می‌کنی. یه جمع دوست پیدا می‌کنی، اگه بعد مدرسه گشنه‌ات بشه می‌دونی سوپرمارکت اون نزدیکا کجاست و … . اما حالا اگه یهویی مدرسه عوض شه مدت‌ها دوباره باید همه اون تلاش‌ها رو از اول انجام بدی. اما از همه سخت‌تر شاید وقتیه که کشورت عوض می‌شه و مخصوصا وقتی دیگه بچه نباشی. باید یه تعریفی از خودت برای دور و بری‌هات بدی. این‌که چه جور آدمی هستی، باحالی؟ اهل حرف زدنی؟ اهل بیرون رفتن؟ … ، باید جمع‌های دوستی جدید پیدا کنی، باید یه تفریحی گیر بیاری، یاد بگیری حوصله‌ات سر رفت چی‌کار کنی، گشنه‌ات شد کجا چیز بخری، بفهمی کتاب باید از کجا بخری، اصلا چه کتابی باید بخری. باید به یه زبون دیگه حرف بزنی، پس دیگه با حرف زدنت نمی‌تونی خیلی راحت خودت رو نشون بدی، اینکه لفظ قلم حرف می‌زنی یا راحت. خوب استدلال می‌کنی، احساساتی هستی، رک هستی … . ولی حالا این جسارت توه که می‌تونی از اول شروع کنی یا نه؟

این چند روزه

امروز آخرین تمرین Java رو نوشتم و فقط مونده که بفرستمش. حل کردن مساله یه طرف، نوشتن توضیحات براش یه طرف. ولی خب اونم تا شب یه چیزی سر هم می‌کنم دیگه!!!
از آخرین فیلمی که نوشتم راجع بهش هفته پیش Red و A man for all seasons و این هفته New York Stories و American Beauty رو دیدم. که ایشالله حالا که سرم خلوت‌تر شده حتما به زودی می‌نویسمشون.
تازگی ها چند مورد واقعا دیدم چه‌قدر می‌شه کارا آسون باشه و تو ایران بیخودی چه‌قدر این ادارات وقت مردم رو تلف می‌کنن. چند وقت پیش، علیرضا ID دانشگاهش رو گم کرده بود رفتیم مرکز صدور ID . یه کسی پشت کامپیوتر نشسته بود و netID رو پرسید و وارد کرد،5 دلار گرفت و تق زد و کارت صادر شد.
یکی دیگه امروز بود که گازمون قطع شده بود (از دلیلش بگذریم که تقصیر خودمون بود و آبروریزیه!) زنگ زدیم به شرکتش. آدرسمون و اسم و شماره تلفن رو گرفت و حدود ۳-۴ ساعت بعد اومدن گاز رو وصل کردند. البته خب لابد پول نصبش رو می‌گیرن دیگه :((

سخنرانی‌های دکتر سروش

دکتر سروش بالاخره بعد از یه مدتی که ویزاش درست نشده بود، اومد امریکا و الان تو دانشگاه Princeton درس می‌ده. از یک مدت پیش هم یه سری سخنرانی‌هاش به فارسی شروع شده. تا حالا دو جلسه‌اش رفته و من نتونستم تا حالا برم :(
اما یه کار خوبی که برگزار کنندگان این سخنرانی‌ها (انجمن مسلمانان ایرانی شرق آمریکا) کردند اینه که سخنرانی ها رو روی سایتشون گذاشتند و ظاهرا قراره که سخنرانی‌های بعدی رو هم بشه به طور زنده اون‌جا گوش کرد.