“ چراغها را من خاموش ميكنم“ از “ زويا پيرزاد“
Dov’e la’ more
تنها
امروز رفته بودم بيرون. بچه
امروز رفته بودم بيرون. بچه مدرسهايها مخصوصا دبستانيها که از مدرسه مياومدند بيرون واقعا ناز بودند. ياد مدرسه رفتن خودم افتادم. چه کيفي ميداد کيف و دفتر و اينا خريدن. همه کتابها رو يکي مينشستم جلد ميکردم. همه دفترا رو خط کشي ميکردم. البته سالهاي آخر که ديگه دفتراي خطکشي شده بود. بزرگترين عشقم خريدن لوازمآلتحرير بود. تو شيراز اون موقع فقط يه لوازم تحريري بود که خيلي شيک بود. منم همه چيزام رو از اون جا مي خريدم و بعد که ميرفتيم مدرسه ميديدم وسايل اکثر بچهها عين همه چون همه از همونجا خريده بودن! کلي هم خيال بافي مي کردم براي اين که انسال ديگه بچه مرتب منظمي ميشم. ولي همهاش مال يه ماه اول بود و بعد دفتر رياضي تبديل ميشد به دفتر شعر و بقيه دفترا هم پر حل مساله رياضي
امروز روز اردوي معارفه بچههاي
امروز روز اردوي معارفه بچههاي ورودي جديد به دانشگاه بود. من امسال فقط تماشاچي بودم. خيلي به نظرم برنامهها هيجان انگيز نبود! فقط امسال هم مثل پارسال بچهها دو سه نفر از سال بالاييها رو به جاي ورودي جديدها جا زده بودند. موقع برنامه دانشکده شيريني اوردند و گفتند که اين شيريني رو يکي از بچه ۸۱ يها چون خيلي خوشحال بوده که دانشگاه قبول شده اورده که حالا اين بچه ۸۱ اي يکي از همون سال بالايي ها بود. خلاصه موقع معرفي که شد اين که خواست خودش رو معرفي کنه گفت من اين شيريني رو ندادم در واقع مامانم اورده چون من دو سال پيش بايد مياومدم دانشگاه و نميدونم برادرم مرد و چي شد و با خانوادهمون رفتيم مشهد و … ما که از خنده روده بر شده بوديم و اصلا نميتونستيم جلوي خودمون رو بگيريم ولي چند تا از اين ورودي جديدا حسابي تحت تاثير قرار گرفته بودند و هي به ما چشم غره ميرفتن که چهقدر شما بي ظرفيتين. بعد يه فيلم که بچهها خودشون براي معرفي دانشکده ساختن رو نشون دادند که آخراي فيلم که يه چند تا از اردو ها رو نشون ميده يه عالم همين به قول بچه ها نفوذي رو نشون ميداد که باز مرده بوديم از خنده ولي اونا بازم نفهميدن. که ديگه بعدش که گفتيم تازه دوزاريشون افتاد و کلي خنديدن!
گفته بودم که دارم «ارباب
گفته بودم که دارم «ارباب حلقهها» رو ميخونم. ديگه تقريبا آخراشم.
جين جين راجع به تعصب نوشته و خودم هم اون قديما راجع به اين موضوع حرف زده بودم به نظرم اين جملهها مربوط بود!!!:
– بي ايمان است آن کس که وقتي جاده تاريک ميشود، سخن از وداع پيش بکشد.
– شايد، اما بگذار آن که فرو افتادن شب را نديده است، عهد و پيمان پا گذاشتم در تاريکي نبندد
– اما سوگند خوردن ممکن است دلي را که به تزلزل گرفتار آمده نيرو بخشد
به نظرم اين موضوع که سوگند خوردن يا به عبارت ديگه تعصب داشتن واقعا به آدم نيرو ميده شکي نيست. ولي دقيقا همين خوبيش مضرترين نکتهاشه و اون اينکه اين آدم قوي ميشه وسيله خوبي براي هدف ديگران.
اين گزارش نوشته شهريار مکارهچي
اين گزارش نوشته شهريار مکارهچي عضو انجمن فارغالتحصيلان است. ميدونم يه عالم اشتباه خندهدار داره اسما رو انگليسيش رو هم گذاشتم که هرکي ترجمه درست فارسيش رو ميدونه بگه
جمعه ۲۳ آگوست ۲۰۰۲ : تيم کانادايي از ۳۲ دانشجوي سابق شريف بسيار سخت کار کرده بودند تا براي يک Reunion به ياد ماندني طراحي کنند. از ساعت ۱۰ مهمانان کم کم به Westin Prince Resort مي رسيدند. ساعت گل بيرون در بسياري را به ياد ساعت گل شيراز مي انداخت. به تدريج لابي بزرگ هتل با چهرههاي زيباي ايراني که با لبخند و چشمهاي شاد و هيجان زده فارغالتحصيلان شريف از تمام سالها تزيين شده بود پر شد. به محض اينکه فلاش هاي دوربينها منظره زيباي در آغوش گرفتن و بوسيدنهاي کساني را که بعضي به مدت ۳۰ سال همديگر را نديده بودند، روشن کرد، فريادهاي شادي فضاي هتل را پر کرد. بعد از ثبت نام و جايگيري در اتاقها و چاي بعدازظهر، مهمانان با اتوبوس به زستوران Old Mill که در يک منطقه تاريخي کانادا با مناظر زيباي اطراف و يک آسياب آبي و استخري با فواره قرار داشت، برد.
پذيرش در فضاي بيرون در راهروي بيروني در آب و هواي عالي انجام ميشد و مهمانان با نوشيدني هاي مختلف پذيرايي ميشدند. شام رسمي در داخل با موزيک زنده آمريکايي کانادايي برگزار شد. زماني طول نکشيد که يک فارغ التحصيل سابق از گروه نوازندگان اجازه خواست تا موسيقي ايراني بنوازد و اين بسياري را به سن رقص کشاند که تا حدود نصفه شب ادامه داشت.
گفته ميشد و بسياري با آن موافق بودند که اين شب خود به تنهايي ارزش تمام آمادگي هاي Reunion را داشت.
شنبه ۲۴ آگوست ۲۰۰۲ : افتتاحيه رسمي در ساعت ۹ صبح در سالن اصلي با نکات اوليه دکتر زاهد شيخالاسلامي آغاز شد. اين سخنراني کوتاه به طور خلاصه دنباله حرفهاي او در دو سال قبل در اولين Reunion و درباره عشق و اميد پشت اين حرکتها بود. دکتر شيخ الاسلامي اضافه کرد که عنصر سوم مهمي در اين تلاشها ايمان است. ما ايمان داريم که مي توانيم اين حرکت را بر خلاف تمام کمبودها و تبعيض و اختلافات منطقهاي به موفقيت برسانيم. سپس دکتر شيخ الاسلامي دبير انجمن دکتر هژبري را معرفي کرد که او به همه خوش آمد گفت و کنفرانس را رسما شروع کرد.
اولين سخنران پروفسور رضا بود که اعلام کرد که صادرات دانشگاه شريف در زمينه فرار مغزها کمتر از بهترين دانشگاههاي کانادا نيست. او دو نصيحت کرد:
۱- براي رهبران و مديران دانشگاه: سعي کنيد حس تحسين زبان ، ادبيات و فرهنگ ايراني را در قلب دانشجويان بکاريد زيرا دنيا ممکن است مغزها را بخرد ولي قلب ها را هرگز نميتواند بخرد.
۲- براي فارغالتحصيلان: قسمتي از منافعي که به دست ميآاوريد را به خانه خود برگردانيد.
دکتر ضرغامي سخنران بعدي بود که در سخنراني خود مديران دانشگاه را تشويق کرد که رابطه فعالي با بدنه دانشجويي برقرار کنند. « ما بايد از مقام ناظر و سرپرست پايين بياييم و در موقعيت مشاور و دوست قرار بگيريم. » دکتر ضرغامي انجمن جديد را نصيحت کرد که قدمهاي کاربرديي براي پيدا کردن و فهميدن نيازهاي شريف تعريف کنند. يک جلسه با حضور تعدادي از اعضا انجمن هم برنامهريزي شده بود تا در اين مورد بحث بيشتري انجام شود.
دکتر وفايي به حاضران از طرف دکتر سهرابپور که در دقايق آخر برنامهاش براي شرکت در مراسم به دليل مشکلات جسمي لغو شده بود، خوش آمد گفت. دکتر وفايي آمار اميد وار کنندهاي از موفقيت دانشجويان و فارغالتحصيلان دانشگاه ارائه کرد.
بعد از استراحت دکتر خوشنويس در مورد کنسرسيوم شبکه بين المللي يادگيري (Learning international Network Consortium ) صحبت کرد و بعد از آن دکتر Toumi (؟) از MIT در مورد ( technology enhanced learning) صحبت کرد. دکتر خاکزار و دکتر فتحي يک سخنراني مشترک در مورد گرايش تکنولوژي ميکرو الکترونيک و سيستمهاي ارتباطات در يادگيري از راه دور (technology trends of microelectronics and communication systems on distance learning ) ارائه کردند.
دکتر خاکزار در مورد مسووليت مسولان دانشگاه براي جذب قدرت مغزهايي که توسط دانشگاه توليد ميشود براي همکاري با آن و تهيه ليستهايي از فارغ التحصيلان و در تماس بودن با آنها و تشويق آنها صحبت کرد. او مثالي از هند آورد. دکتر خاکزار همچنين فارغالتحصيلان را دعوت کرد که با برنامههاي کوتاه مدت تدريس در برنامهاي به نام زماني براي يادگيري (time2learn ) که در آلمان برگزار ميشود شرکت کنند. ثبت نام براي اين برنامه از طريق web انجام ميشود ( تمام مخارج به علاوه حقوق توسط Fachhochschule پرداخت ميشود)
دکتر فرزان فلاح در مورد grid computing که در آن تمام کامپيوترهايي که به اينترنت متصلند در پردازش اطلاعات نقش بازي ميکنند صحبت کرد.
دکتر شيخ الاسلامي در مورد يک چارچوب مفهومي براي مديريت و خلاقيت محتواي توزيع شده (distributed content creation and management ) همان طور که در شرکت Web based خودش به نام Cooling Zone پياده شده صحبت کرد.
بعد از استراحت در بعدازظهر مقالات ديگري توسط رامتين خسروي، بابک فرزاد، دکتر جهانگيزيان و دکتر معيري در مورد مسائل مختلفي از جمله گسترش توليدات جهاني(global products development) ، کنفرانس ويديويي و تکنولوژي بيسيم براي يادگيري از راه دور و E-Learning از طريق جامعههاي شبکهاي ارائه شد.
مهماني شام Gala در ساعت ۷:۳۰ با خوش آمد گويي فيروزه صدوق عباسيان از تيم کانادا شروع شد. اين برنامه هيجان انگيز در سالن Westin-Prince با شام و موسيقي ايراني و خواندن و رقص برگزار شد و تا ساعت ۳ صبح ادامه داشت.
شنبه ۲۵ آگوست ۲۰۰۲ : بعد از صبحانه روز دوم جلسات با سخنراني دکتر مشايخي در مورد فعاليتهاي انجمن فارغالتحصيلان در ايران شروع شد. او همچنين نامزدي خود براي هيئت مديره انجمن دانشگاه شريف را اعلام کرد.
جلسات با مقاله دکتر ميثاقي در مورد يک محيط تجاري شفاف زباني( a language transparent business environment ) که هرکسي با آن در تماس قرار ميگيرد با زبان خودش از طريق يک سرويس web جديد ارتباط برقرار ميکند، ادامه پيدا کرد . دکتر ميثاقي که سالهاي زيادي را در تحقيق و گسترش اين سيستم صرف کرده است اين سرويس را پياده سازي کرده است و در حال حاضر بيش از ۱۲ زبان را ميپوشاند.
دکتر نوهداني (؟) که سخنرانيش در مورد حل مساله آب در ايران بود از تشبيه آب براي مدلسازي بهبود وضعيت فرار معزها ار ايران استفاده کرد: او اشاره کرد که ما آب را مي جوشانيم و آن را بخار ميکنيم و باد مي وزد و آن بخار را به جاي ديگري مي برد که در آن جا ميبارد. ما بايد مکانيزم هايي را پياده کنيم که اين آب قيمتي را جذب کنيم و متراکم کنيم و بازيابي کنيم تا از آن براي زمين خودمان استفاده کنيم.
علي مرتضي بيرنگ دانشجوي دکترا در دانشگاه شريف در مورد يک پارک تکنولوژي که در ايران با کمک دانشگاه شريف در حال ساخت است صحبت کرد و دکتر الهه انساني در مورد پيشروي زنان در علم و مهندسي و تکنولوژي صحبت کرد.
سپس اعلاميهاي براي نامزدهايي که مي خواهند تمايل خود را اعلام کنند خوانده شد و ۱۷ نامزد تمايل خود را اعلام کردند.
راي گيزي بعد از اين که نامزدها خود را معرفي کردند (به جز جورا منوجهريان که حاضر نبود) شروع شد. تصميم گرفته شده بود که راي گيري روي شبکه براي يک مدت زماني ادامه پيدا کند و سپس تمام رايها توسط کميته راي گيري در تورنتو شمرده شود.
دکتر ضرغامي نکات پاياني و گزارش جلسه جنبي کميته را اعلام کرد و دکتر ميثاقي اعلام کرد که جلسه رسمي reunion در ساعت ۲ بعد از ظهر برگزار مي شود.
گردش و کنسرت در شب يک شنبه توسط مهوش آژير (خواهر يکي از فارق التحصيلان ) و يک گردش براي بازديد آبشار نياگارا در روز بعد برنامههاي پاياني Reunion يودند