فکر میکردم راه افتادن سپهر در میزان شیطونی کردنش تاثیری نداشته باشه. چون سرعت چهاردست و پا رفتنش هم خیلی خوب بود و به همه چی هم که دستش رو میگرفت و وایمیستاد. اینه که همه که میگفتن راه که بیافته باید همه چی رو از روی میز و اینا بردارین ما قبلا مجبور بودیم این کار رو بکنیم. چون از همون موقع تا میدید ما چیزی رو رو میز گذاشتیم میاومد و و دستش رو میگرفت به میز و سعی میکرد هرچی هست بیاره پایین و حتی یاد گرفته بود که اگه مثلا کاغذ یا رومیزی رو بکشه هم چیزای روش میریزه پایین. ولی خب حالا که مرحله راه افتادن رو طی کرده، داره تواناییهای بعدی رو امتحان میکنه. مثلا بالا رفتن از چیزا. دو سه روز پیش با زحمت زیاد شروع کرد از مبل بالا رفتن و بالاخره موفق شد. حالا دیگه خیلی هم وارد شده و راحت خودش رو میکشه و از مبل میره بالا و اونجا میشینه. خیلی هم خطرناکه چون هنوز بلد نیست بیاد پایین و با سر میخواد بیاد پایین. حالا داریم سعی میکنیم بهش یاد بدیم که چه جوری بیاد پایین. ولی فکر کنم باید یه سری متکا دور مبل بگذارم که اگه هم افتاد چیزش نشه.
Category Archives: Uncategorized
آقای رییس
پریشب یهو یکی در خونهمون رو زد. ما هم مثل تو فیلمها گفتیم ئه یعنی کیه این وقت شبی؟ یه دختره بود که یه کاغذی بهمون داد و توضیح داد که رییس مرکز درمانی دانشگاه که همسایه ماست دم کریسمس چند نفر رو اخراج کرده و اینا میخوان براشون غذا و وسایل به عنوان خیریه جمع کنند و هرچیزی که میخوایم بدیم رو فلان روز بگذاریم دم در میان میبرن.
کاغذه رو که خوندیم ولی بیشتر از کار خیریه به نظر میآد که قصدشون کار اعتراضیه. چون بعید میدونم که کسی که تازه اخراج شده به همین زودی انقدر محتاج غذا بشه که بخوان براش غذا جمع کنند. من البته از قوانین اینجا سر در نمیآرم ولی فکر میکردم که معمولا اگه هم کسی رو اخراج میکنند برای یه مدتی یه حقوقی بهش میدهند (severance).
ولی حالا خارج از این موضوع جالبی قضیه این بود که تو کاغذه عکس این آقای رییس رو انداخته بود و حقوقش که بالای ششصدهزار دلاره و آدرس خونهاش. ما کنجکاو شدیم که ببینیم کسی که این همه حقوق میگیره و خونهاش تو همین خیابون ماست کجاست و لابد خیلی خونه شیکیه. تو نقشه گوگل زدیم و دیدیم آدرس تو همین مجتمع آپارتمانیه ماست. حالا موندیم که چرا باید کسی که این همه حقوق میگیره تو همچین خونههایی اجاره نشین باشه. علیرضا گفت شاید بدبخت تازه استخدام شده اومده. گرچه که من خودم اگه تازه هم استخدام شده بودم ولی ۶۰۰ تا حقوق میگرفتم میرفتم هتل نمیاومدم تو خونه فکسنی دانشگاهی! ولی خب اسم طرف رو گشتیم و دیدیم نه از ۹ سال پیش تو دانشگاه بوده و حقوقش رو هم چک کردیم (اینجا چون دانشگاه public هست حقوق همه رو میشه آنلاین دید) تو سه سال گذشته بالای ۴۵۰ بوده. حالا واقعا وسوسه شدم برم از مسوولهای آپارتمانمون بپرسم ببینم واقعا طرف اینجا زندگی میکنه یا نه!
استقلال در غذا خوردن
همیشه دوست داشتم که سپهر خیلی زود مستقل بشه تو غذا خوردن. ولی حالا که پای عمل رسیدهام میبینم خیلی سخته. یه سری غذاها رو که میتونه با دست برداره میگذارم جلوش خودش بخوره. مثلا نون پنیر صبحونه یا میوههای عصر. ولی خب غذاهای دیگه که درست میکنم براش احتیاج به قاشق دارن و با اینکه خیلی سعی میکنم تمرین کنه هنوز نمیتونه با قاشق غذا بخوره. ولی از امروز تصمیم گرفتم که سعی کنم همه غذاهایی که میخوره جوری باشن که بتونه با دست بخوره. البته با توجه به اینکه تازگی هم علاقه پیدا کرده همه چی رو اول آزمایش کنه و یه سری لهشون کنه و ببینه رو زمین که افتادن چه جوری می شن و رو میز که پخش و پلا شدن چه طوری، خیلی کار آسونی نیست ولی خب امیدوارم زود یاد بگیره. ببینم طاقتم چقدره. از پیشنهاد برای غذاهایی که میشه با دست خورد هم خیلی استقبال میشه.
حساسیت
از هفته پیش سپهر تنش دونه زده. دونههای سفید ریز که مثل جوش هستند. تمام شکم و پاها و دستا و رو صورتش. بردیمش دکتر. چون نه تب داره نه خارش داره دکتر گفت حساسیته. ولی هیچ چیزی تو زندگیش عوض نشده که فکر کنم به اون حساسیت داشته. نه غذای جدیدی خورده. نه شامپو یا مایعی که باهاش لباساش رو میشوریم عوض شده.
تنها چیزی که به عقلم میرسه اینه که چون تازه راه افتاده و میخواستم با کفش راه رفتن رو هم تمرین کنه میبردمش بیرون رو چمنهای بیرون خونه راه میرفتیم و بعدش هم یه کم مینشستیم و بازی میکردیم. ولی خب دکتر فکر نمیکرد از اون باشه. مخصوصا که چون هوا یه کم ختکه شلوار بلند و بلوز و ژاکت تنشه.
با اینکه اصلا اذیتش نمیکنه ولی خیلی عصبیم کرده این جوشهاش و هی منتظرم زود خوب شه.
– این روزا سپهر با دقت بسیار زیاد راه رفتن تمرین میکنه. میاد یه چیزی رو برمیداره، مثلا توپش یا قاشقش رو، بعد باهاش راه میافته. یه جایی پرتش میکنه بعد با زحمت دولا میشه و از زمین برش میداره و بعد دوباره راه میافته. تو ای.میلهایی که هرماه از سایت baby center میگیرم گفته بود وقتی راه رفتن یاد گرفتن باهاشون این خم شدن و چیز از رو زمین برداشتن رو تمرین کنید. اون موقع که ای.میلش رو خوندم فکر کردم وای چه چیزایی جزییای هست که آدم بهش فکر نمیکنه و بچه باید یاد بگیره. ولی بعد حالا میبینم که انگار خودش رو یه برنامهریزی یکی یکی پیش میره. یه چیزی رو که یاد میگیره برای بعدی تمرین میکنه. و تو اکثرش هم هیچ احتیاجی به تمرین دادن و یاد دادن ما نداره.